الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
21
تفسير مجمع البيان (فارسى)
فرمانبردار شدند . « وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ » يعنى اگر بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات را پذيرفتند . زيرا مصونيت جانى آنها تنها به خواندن نماز و پرداخت زكات ( بدون پذيرش آن ) نيست بلكه مقصود پذيرفتن آن است . « فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ » يعنى آنها را واگذاريد تا بهر جا كه بخواهند بروند و در شهر - هاى اسلامى آزادانه فعاليت كنند ، و در حقوق مانند ساير مسلمانان باشند ، و برخى گفتهاند : مقصود آن است كه راه آنها را بسوى خانهء كعبه باز كنيد يعنى بگذاريد آنها نيز با شما حج بجا آورند . « إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » و به اين آيه استدلال شده كه هر كه عمداً نماز را ترك كند قتل او واجب است ، زيرا خداوند از قتل مشركان جلوگيرى كرده مشروط بر آنكه توبه كنند و نماز به پا دارند و چون نماز نخوانند قتل آنها واجب است . « وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ » معناى اين آيه آن است كه اگر يكى از آن مشركانى كه دستور جنگ با آنها را به تو داديم پس از گذشتن چهار ماه از تو امان خواست تا دعوت تو را بشنود و چگونگى استدلال به قرآن را استماع كند او را امان بده و مقصود خود را براى وى تشريح كن ، و به او مهلت ده تا سخن خدا را بشنود و در آن بينديشد ، و اينكه فقط سخن خدا را اختصاص داده ( و فرموده : حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ . . . ) بخاطر آن است كه مهمترين دليلها در همان كلام خدا است . « ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ » يعنى اگر بدين اسلام در آمد كه بخير و سعادت دو دنيا نائل گشته و اگر بدين اسلام در نيامد او را بقتل نرسان كه در نتيجه به دو نيرنگ زده باشى بلكه او را بسرزمين خودش كه در آنجا مصونيت جانى و مالى دارد برسان . « ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ » يعنى و اين امان بخاطر آن است كه اينان مردمى هستند كه ايمان و دلائل اسلام را نميدانند ، پس بدانها امان بده تا بشنوند و به خوبى بينديشند و دانا گردند ، و در اين آيه دليل است بر بطلان گفتار آن كس كه ميگويد :